ترجمه "catholic" به فارسی

همگانی, کلی, آزاده بهترین ترجمه های "catholic" به فارسی هستند.

catholic adjective دستور زبان

All inclusive; pertaining to all mankind. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همگانی

  • کلی

  • آزاده

  • ترجمه های کمتر

    • جهانی
    • جامع
    • (از نظر فهم و سلیقه و دانش و غیره) گسترده
    • (اغلب با C بزرگ) عضو کلیسای کاتولیک
    • (اغلب با C بزرگ) کلیسای مسیحی (به ویژه پیش از تقسیم آن به پروتستان و کاتولیک)
    • (با C بزرگ) کلیسای کاتولیک
    • مذهب کاتولیک (در مقایسه با پروتستان)
    • کلیسای روم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " catholic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Catholic adjective noun دستور زبان

Of the Western Christian church, as opposed to the Orthodox church. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاتولیک

    adjective noun

    of the Western Christian church, as differentiated from the Orthodox church

    He could say it, not being a Catholic.

    او که کاتولیک نبود راحت میتوانست چنین چیزی بگوید.

عباراتی شبیه به "catholic" با ترجمه به فارسی

  • خلیفه اعظم
  • عضو کلیسای انگلیکان که روی روابط و تشابهات آن کلیسا و کلیسای کاتولیک تاکید می کند · وابسته به انگلیکان های کاتولیک گرای
  • من کاتولیکم
  • کلیسای کاتولیک · کلیسای کاتولیک رومی
  • آزادگی · تنوع · جامعیت · دامنه ی وسیع · عمومیت · گسترده اندیشی
  • دانشگاه کاتولیک آمریکا
  • خلیفه اعظم
  • (آدم) کاتولیک · وابسته به کلیسای کاتولیک · کلیسای کاتولیک
اضافه کردن

ترجمه های "catholic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه