ترجمه "cattle" به فارسی

گاو, گاوها, گله بهترین ترجمه های "cattle" به فارسی هستند.

cattle noun دستور زبان

Domesticated bovine animals (cows, bulls, steers etc). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاو

    noun

    domesticated bovine animals [..]

    The large farm with its numerous cattle burd ened Aksinya with work.

    کار خانه سنگین بود، گاو و اسب زیاد داشتند و آکسینیا فرصت سر خاراندن نداشت.

  • گاوها

    noun

    First of all he went to the cattle.

    و پیش از هر کار، نخست رفت تا نگاهی به گاوها بی اندازد.

  • گله

    noun

    Solly grew up tending to his father's cattle.

    سالی بزرگ شده بود که به گله گاو پدرش رسیدگی کند.

  • ترجمه های کمتر

    • احشام
    • گاوان
    • رمه
    • چهارپا
    • گواره
    • ستور
    • (تحقیر آمیز) توده ی مردم
    • (محلی) حیوانات اهلی روستایی (مانند گاو و گوسفند و اسب)
    • بوس توروس
    • دام ها
    • عوام الناس
    • واگ هلگ
    • گاو اهلي
    • گاوها (اعم از نر و ماده و اخته شده و گوساله)
    • گاوها (اهلی)
    • گله گاو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cattle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cattle
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاو

    noun

تصاویر با "cattle"

عباراتی شبیه به "cattle" با ترجمه به فارسی

  • احشام · اموال · خدمه وغلامان · عقار
  • گاو پرواری · گاو گوشتی ( در مقابل گاو شیری) · گاوهای گوشتی · گوشت گاو
  • بوس توروس · گاو اهلي · گاوها
  • رجوع شود به Texas fever
  • طويلههای گاو · محل نگهداري گاو · گاودانیها
  • گاوچرانک
  • طويلههای گاو · محل نگهداري گاو · گاودانیها
  • گاوچرانک
اضافه کردن

ترجمه های "cattle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه