ترجمه "caulk" به فارسی

درزگیر, آژند, آژندگر بهترین ترجمه های "caulk" به فارسی هستند.

caulk verb noun دستور زبان

caulking [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درزگیر

    But the caulking mallet is full of it.

    اما این پتک درزگیر از موسیقی پر است.

  • آژند

  • آژندگر

  • ترجمه های کمتر

    • آژندیدن
    • انداییدن
    • بتانه
    • زاماسکه
    • زاموسقه
    • (نجاری و فلزکاری) لبه ی یک تخته را با چکش کاری با لبه ی تخته ی دیگر جفت کردن
    • آب بند (caulking compound هم می گویند)
    • آب بندی کردن
    • بتونه (برای درزگیری)
    • بی درز کردن
    • درز گرفتن
    • درزگیری کردن (به ویژه برای جلوگیری از نفوذ آب)
    • کیپ کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " caulk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "caulk" با ترجمه به فارسی

  • کَرتَک درزگیری، تخماق درزگیری
  • مُشته (مُشتی) درزگیری (قارب/قایق/کشتی)
  • آب بندی، درز گیری
  • آب بندی، درز گیری
  • آب بندی، درز گیری
اضافه کردن

ترجمه های "caulk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه