ترجمه "caution" به فارسی
احتیاط, دور اندیشی, هشدار بهترین ترجمه های "caution" به فارسی هستند.
caution
verb
noun
دستور زبان
Precept or warning against evil or danger of any kind; exhortation to wariness; advice; injunction. [..]
-
احتیاط
nounThe rescue would take time and extreme caution.
نجات زمانبر بود و باید احتیاط زیادی می شد.
-
دور اندیشی
noun -
هشدار
nounHe cautions us that we shouldn’t expect easy answers or quick fixes from heaven.
“او بما هشدار میدهد که نباید تَوقّّع پاسخی آسان یا ترمیم فوری از جانب بهشت داشته باشیم.
-
ترجمه های کمتر
- حزم
- هشیاری
- مبالات
- آگهی
- (قدیمی - عامیانه) چشمگیر
- اندیشه قبلی
- به احتیاط دعوت کردن
- حواس جمعی
- عاقبت اندیشی
- مصلحت اندیشی
- مورد بحث و توجه
- نصیحت کردن
- هشدار دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " caution " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن