ترجمه "cave" به فارسی

غار, مغاره, کف بهترین ترجمه های "cave" به فارسی هستند.

cave verb noun interjection دستور زبان

A large, naturally-occurring cavity formed underground, or in the face of a cliff or a hillside. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غار

    noun

    large, naturally occurring cavity formed underground [..]

    This is a cave.

    اين يک غار است .

  • مغاره

    large, naturally occurring cavity formed underground

  • کف

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اشکفت
    • مغار
    • کریشک
    • گریشنگ
    • مَغاک
    • گرسنگی
    • کاو
    • گود
    • اجابت کردن
    • تسلیم شدن
    • در غار اکتشاف کردن
    • رجوع شود به cave in
    • سر فرود آوردن
    • غار کندن
    • غار گردی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cave " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cave proper

A surname.

+ اضافه کردن

"Cave" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cave در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "cave"

عباراتی شبیه به "cave" با ترجمه به فارسی

  • نیک کیو اند د بد سیدز
  • آدم رک و کمی بی ادب (به ویژه نسبت به خانم ها) · اشکفت زی (cave dweller هم می گویند) · انسان اولیه (آغازین) که در غار زندگی می کرد · غارنشین
  • غارها
  • غار دریایی
  • غار برفی
  • آوار · فروریخت · فروریزش · فروریزگاه · فروریزی · محل فروریزی (معدن یا کوه و غیره) · محل نشست (زمین و غیره)
  • غار گدازهای
  • غارنشین
اضافه کردن

ترجمه های "cave" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه