ترجمه "caviar" به فارسی
خاویار, Xâviâr, خاويار بهترین ترجمه های "caviar" به فارسی هستند.
caviar
noun
دستور زبان
roe of the sturgeon or other large fish, considered a delicacy [..]
-
خاویار
nounroe of the sturgeon or other large fish (black caviar) [..]
Sheba goes to you as if you gave her caviar and valerian.
شی با به سویتان میآید، انگار که به او خاویار و سنبلالطیب دادهاید.
-
Xâviâr
-
خاويار
Well, it was either caviar or sympathy casseroles.
خب ، فقط بخاطر خاويار و غذاهاي درياييتون بوده.
-
ترجمه های کمتر
- اشبل
- اشپیل
- (از ریشه ی فارسی : خایه) خاویار
- تخم ماهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " caviar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "caviar"
عباراتی شبیه به "caviar" با ترجمه به فارسی
-
جایگزینهای خاویار
-
تخم سگ ماهی · خاویار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن