ترجمه "caw" به فارسی

قارقار, قار, کراخ بهترین ترجمه های "caw" به فارسی هستند.

caw verb noun دستور زبان

The harsh cry of a crow. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قارقار

    noun

    Some crows, scenting blood, flew among the birch trees cawing impatiently.

    کلاغها که بوی خون شنیده بودند بیصبرانه قارقار میکردند و از درختی به درخت دیگر میپریدند.

  • قار

    crows cawed to each other overhead in a vibrant, ugly soundtrack.

    کلاغها با یکدیگر با صدای لرزان و گوش خراشی قار قار میکردند.

  • کراخ

  • ترجمه های کمتر

    • کراخیدن
    • صدای کلاغ
    • قار کردن
    • قارقار کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " caw " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "caw"

اضافه کردن

ترجمه های "caw" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه