ترجمه "ceiling" به فارسی

سقف, سقف پرواز, بام بهترین ترجمه های "ceiling" به فارسی هستند.

ceiling noun verb دستور زبان

The surface that bounds the upper limit of a room. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سقف

    noun

    upper limit of room [..]

    Looked at the smug philodendron in its basket hung from the ceiling.

    به فیبلودندرونی که زاهدانه در سبدش از سقف آویزان بود نگاه کرد.

  • سقف پرواز

    maximum density altitude an aircraft is specified to reach

    Combat ceiling, 120,000 feet plus.

    سقف پرواز ، 120000 فوت حتی بیشتر.

  • بام

    noun

    in the hallucinating heat and under the daytime stars that the rust had caused to shine on the zinc ceiling.

    آن هم در گرمای خفه کننده، زیر ستارههای روز که ناشی از زنگار شیروانی پشت بام بود.

  • ترجمه های کمتر

    • آستانه بَری، آستانه ای
    • بیشینه
    • تارک
    • (قیمت ها و مالیات و سایر امور مالی) حداکثر
    • (هواپیمایی) آسمانه
    • آسمانه ی ابر
    • آسمانه ی پرواز
    • ابر آسمان
    • ارتفاع ابر
    • حد بالا-حداکثر-سقف
    • سقف (بخش درونی طاق)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ceiling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ceiling
+ اضافه کردن

"Ceiling" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ceiling در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "ceiling"

عباراتی شبیه به "ceiling" با ترجمه به فارسی

  • سقف بدهی
  • (سقف و دیوارهای اتاق را با تخته یا گچ) پوشاندن · تخته پوش کردن · روکش کردن · سر پوشیده کردن · سقف دار کردن · طاق دار کردن · طاق زدن
  • حداکثر قیمت
  • سقف بودجه
  • بودجه محدود
  • توابع جزء صحیح و سقف
  • (هواپیمایی - حداکثر ارتفاع که در آن هواپیما می تواند با سرعت دلخواه اوج بگیرد) اوج مرز
  • فقس ،ز اورپ دح
اضافه کردن

ترجمه های "ceiling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه