ترجمه "cell" به فارسی

سلول, یاخته, باتری بهترین ترجمه های "cell" به فارسی هستند.

cell verb noun دستور زبان

(US, informal) A cellular phone. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سلول

    noun

    room in a prison for containing inmates [..]

    Not a freckle of your face or a cell of your brain.

    نه حتی یک کک مک صورت و یا سلول مغزت را.

  • یاخته

    noun

    سلول

  • باتری

    noun

    Yeah, traffic in this town's a nightmare and my cell phone died.

    ترافیک این شهر کابوسه و باتری گوشیم تموم شد

  • ترجمه های کمتر

    • کادر
    • پیل
    • حجره، غرفه
    • قوه
    • تخمدان
    • اطاقک
    • کیسه
    • (برق و الکترونیک) پیل
    • (در زندان)اتاقچه
    • (درحزب و غیره) کوچکترین واحد سازمانی
    • (زیست شناسی) یاخته
    • اتاقک شخص تارک دنیا
    • حجره ی راهب
    • حفره (مثلا هر یک از حفره های شانه ی عسل و یا خلل و فرج استخوان)
    • خانقاه کوچکی که به دیر بزرگی وابسته باشد
    • دستگاه الکترولیز
    • ریز یکان
    • زندان یک نفری
    • سلول زندان
    • فرورفتگی در اندام گیاهی یا حیوانی
    • هر یک از اندوز گاه های درون باتری
    • کلبه ی شخص معتکف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cell " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "cell"

عباراتی شبیه به "cell" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cell" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه