ترجمه "cement" به فارسی

سیمان, ملات, ساروج بهترین ترجمه های "cement" به فارسی هستند.

cement verb noun دستور زبان

To affix with cement. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیمان

    noun

    a powdered substance [..]

    Building had to stop because it was now too wet to mix the cement.

    رطوبت هوا چنان زیاد بود که سیمان عمل نمیآمد و به ناگزیر کار ساختن آسیاب بادی میخوابید.

  • ملات

    the paste-like substance

  • ساروج

    noun

    My blood shall cement the victory of the future....

    خون من ساروج بنای پیروزی آیندهٔ اوست...

  • ترجمه های کمتر

    • چسباندن
    • چسب
    • سریش
    • همبستگر
    • همبند
    • (سنگ های رسوبی و آواری - بخشی از سنگ که از ذرات ریزی درست شده و دانه های درشت تری از سنگ راموزاییک وار در خود جا داده است) سنگ رس
    • (فلز شناسی)خاکه ی زغال (یا زغال سنگ یا فلز که در سمانتاسیون به کار می رود)
    • (ماده ی سیمان مانندی که با آن دندان را پر می کنند) دندان پر کن
    • با سیمان پوشاندن
    • رجوع شود به cementum
    • سمنت (عوام concrete هم می گویند)
    • سیمان شدن
    • سیمان کردن
    • محکم به هم چسباندن یا چسبیدن
    • ملاط آبکی
    • هر وسیله ی همچسبانی و استحکام
    • پیوند دهنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cement proper

A town in Oklahoma.

+ اضافه کردن

"Cement" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cement در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "cement"

عباراتی شبیه به "cement" با ترجمه به فارسی

  • سیمان نرم (که دارای لاستیک ولکانیزه است) · چسب کشدار
  • سیمان پورتلند
  • بتونیر
  • (فلز کاری) سمانتاسیون · به کار بردن یا زدن سیمان · سیمان کاری · غالگذاری
اضافه کردن

ترجمه های "cement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه