ترجمه "centered" به فارسی
(در ترکیب با واژه های دیگر) متوجه, - گرای, در مرکز بهترین ترجمه های "centered" به فارسی هستند.
centered
adjective
verb
دستور زبان
pertaining to the location that is middle-most to [..]
-
(در ترکیب با واژه های دیگر) متوجه
-
- گرای
-
در مرکز
No more exploitations, no more exploitations at the call center!
استثمار کافیه ، استثمار در مرکز تلفن کافیه!
-
متمرکز
They are centered on some more spread out structure,
این هلال ها گرد ساختاری بزرگتر از یک کهکشان متمرکز شده اند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " centered " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "centered" با ترجمه به فارسی
-
استان مرکز
-
سنبه نشان (نشانی که محلی را که باید سوراخ یا مته شود مشخص می کند)
-
مرکز تعلیمی نظامی ساحوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن