ترجمه "centrality" به فارسی
مرکزیت, تمایل به مرکز, قرار گیری در مرکز بهترین ترجمه های "centrality" به فارسی هستند.
centrality
noun
دستور زبان
The state of being central. [..]
-
مرکزیت
nounare central in inventive and creative thinking.
حکم یک مرکزیت را دارند در تفکر خلاق ما.
-
تمایل به مرکز
noun -
قرار گیری در مرکز
-
ترجمه های کمتر
- مرکز گرایی
- گرایش به ماندن در مرکز یا مجاور آن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " centrality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "centrality" با ترجمه به فارسی
-
آفریقای مرکزی
-
بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران
-
اقیانوس هند مرکزی
-
کمیته مرکزی حزب کمونیست چین
-
امپراطوري آفريقاي مركزي · جمهوری آفریقای مرکزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن