ترجمه "centrical" به فارسی

مرکزی, میانی, واقع درمرکز بهترین ترجمه های "centrical" به فارسی هستند.

centrical adjective دستور زبان

Containing a center. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرکزی

    adjective
  • میانی

  • واقع درمرکز

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " centrical " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "centrical" با ترجمه به فارسی

  • بطورمرکزی
  • مرکزیت · وقوع درمرکز
  • چند مرکزی
  • دارای تعداد به خصوص مرکز · دارای مرکز ( centrical هم می گویند) · دارای چیز به خصوصی در مرکز [geocentric] · در مرکز · مرکزدار [concentric] · مرکزی · میانگاهی · نزدیک به مرکز · واقع درمرکز · پسوند
  • دارای تعداد به خصوص مرکز · دارای مرکز ( centrical هم می گویند) · دارای چیز به خصوصی در مرکز [geocentric] · در مرکز · مرکزدار [concentric] · مرکزی · میانگاهی · نزدیک به مرکز · واقع درمرکز · پسوند
اضافه کردن

ترجمه های "centrical" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه