ترجمه "cephalic" به فارسی
سری, در سوی سر, درون سر(ی) بهترین ترجمه های "cephalic" به فارسی هستند.
cephalic
adjective
دستور زبان
Of or referring to the head; headlike [..]
-
سری
noun -
در سوی سر
-
درون سر(ی)
-
ترجمه های کمتر
- نزدیک سر
- وابسته به سر یا جمجمه یا کاسه ی سر
- پسوند: (نشان دهنده ی) تعداد یا نوع سر(ها) [macrocephalic]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cephalic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cephalic" با ترجمه به فارسی
-
شاخص سر · نمودار جمجمه (نسبت درازای سر انسان به پهنای آن ضرب در صد) (cranial index هم می گویند)
-
- سری · - سری [macrocephalous] · دارای سر · سردار · پسوند: دارای نوع به خصوصی سر
-
(در تکامل جانداران - گرایش مرکز اعصاب و احساسات و غیره به تمرکز در سر یا مجاور آن) سر گرایی
-
پیشوند: سر (هم معنی -cephalo - و قبل از حرف صدا دار می آید)
-
ورم دماغ · ورم مغز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن