ترجمه "ceramic" به فارسی
سرامیک, ظرف سفالین, سفال بهترین ترجمه های "ceramic" به فارسی هستند.
ceramic
adjective
noun
دستور زبان
made of material produced by the high temperature firing of inorganic, nonmetallic rocks and minerals. [..]
-
سرامیک
material [..]
It cannot pass through ceramic, but it can pass through walls.
از سرامیک نمیتونه رد بشه ولی از دیوار میتونه رد بشه
-
ظرف سفالین
noun adjective -
سفال
nounMy messengers stole 16 cubes from the ceramic factory.
پیک های من شانزده تا مکعب رو از کارخانه سفال دزدیدن
-
ترجمه های کمتر
- سفالی
- سفالین
- خزف
- زکنج
- زکند
- ساخته شده از گل پخته
- ظرف سفالی
- هنر سفالگری
- وابسته به سفالگری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ceramic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ceramic" با ترجمه به فارسی
-
سرامیکها · سفال سازی · سفالگری · کوزه گری
-
جزیره ی سیرام (یکی از آبخست های ملوک و جزو کشور اندونزی)
-
مهندسی سرامیک
-
نانو سرامیک
-
رجوع شود به cermet
-
کاشیکاری
-
هنر سرامیک
-
سرامیکها · سفال سازی · سفالگری · کوزه گری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن