ترجمه "cereal" به فارسی
غلات, حبوبات, غله بهترین ترجمه های "cereal" به فارسی هستند.
cereal
noun
adjective
دستور زبان
(uncountable) The grains of such a grass. [..]
-
غلات
grass of which the fruits are used as grain, or the fruits themselves
Whatever cereal it is, act like it's delicious.
، هر غلات صبحونه اي كه هست فقط جوري بازي كن كه انگار لذيذه !
-
حبوبات
nounThey have your favorite cereal here, I found it.
اونا حبوبات مورد علاقه ي تورو دارن ، پيداش کردم.
-
غله
noun
-
ترجمه های کمتر
- غلاتی
- بنشن
- جاش
- (جمع) گندمیان
- حبوب (حبوبات)
- خوراکی که از غله درست شده باشد
- صبحانه ای که از گندم (و غیره) بوداده تشکیل شده است
- غله (مانند گندم و جو و برنج)
- غله آور
- غله ای
- گیاهی که محصول آن غله باشد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cereal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Cereal
adjective
proper
دستور زبان
Of or relating to the goddess Ceres. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Cereal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cereal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "cereal"
عباراتی شبیه به "cereal" با ترجمه به فارسی
-
غلات دانه كوچك (گياه)
-
فراوردههاي جانبی غلات · فراوردههای فرعی غلات
-
حليم · ذرتهاي پولكي · غلات صبحانه
-
بانكهاي غلات
-
سکال سرئال
-
پروتئین غلات
-
حبوبات · غلات دانه كوچك · محصولات غلات
-
سکال سرئال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن