ترجمه "certificate" به فارسی

گواهی, گواهینامه, جواز بهترین ترجمه های "certificate" به فارسی هستند.

certificate verb noun دستور زبان

A document containing a certified statement. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گواهی

    A digital document that is commonly used for authentication and to help secure information on a network. A certificate binds a public key to an entity that holds the corresponding private key. Certificates are digitally signed by the certification authority that issues them, and they can be issued for a user, a computer, or a service.

    Snap out of it, we got the certificate.

    بیا بزنیم به چاک ، گواهی رو داریم.

  • گواهینامه

    noun

    No birth certificate, no driver's license, no tax returns.

    نه گواهی تولدی داره ، نه گواهینامه ای و نه پرداخت مالیاتیی

  • جواز

    Chandler told the midwife to come and fetch the certificate in the morning.

    چند لر به قابله گفت که فردا صبح بیاید و جواز دفن را بگیرد.

  • ترجمه های کمتر

    • سند
    • تصدیق
    • پروانه
    • اعتبارنامه
    • شهادتنامه
    • پروانچه
    • پروانک
    • پته
    • استوار نامه
    • اعتبار نامه
    • سند رسمی
    • پروانه صادر کردن
    • گواهی نامه
    • گواهی –گواهینامه-سند رسمی
    • گواهینامه دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " certificate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "certificate"

عباراتی شبیه به "certificate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "certificate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه