ترجمه "cessation" به فارسی
ایست, توقف, انقطاع بهترین ترجمه های "cessation" به فارسی هستند.
cessation
noun
دستور زبان
(formal) A ceasing or discontinuance, as of action, whether temporary or final. [..]
-
ایست
noun -
توقف
nounI had not long slumbered when the sudden cessation of motion awoke me;
هنوز مدتی از خوابیدنم نگذشته بود که توقف ناگهانی دلیجان مرا از خواب بیدار کرد.
-
انقطاع
noun
-
ترجمه های کمتر
- پایان
- ایستش
- متارکه
- تعطیل-توقف-انقطاع
- توقف (دایمی یا موقت)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cessation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cessation" با ترجمه به فارسی
-
یشیامزآراک نامز زا دعب ایازم ندرک فوقوم
-
یگداتفا راک زا ندش فقوتم
-
رتهب یکشزپ ظاحل زا هکنیا رطاخب ایازم ندرک فوقومدیا هدش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن