ترجمه "chain" به فارسی

زنجیر, سلسله, زنجیر کردن بهترین ترجمه های "chain" به فارسی هستند.

chain verb noun دستور زبان

A series of interconnected rings or links usually made of metal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زنجیر

    noun

    series of interconnected rings or links [..]

    A chain is no stronger than its weakest link.

    استحکام زنجیر به اندازه ضعیفترین حلقه آن است.

  • سلسله

    noun

    Each thread is a chain of days, leading to your end.

    هر ریسمان سلسله ای از روز هاست که به پایان شما ختم میشه.

  • زنجیر کردن

    verb

    Our'beacon of clan'is locked up in iron chains.

    " چراغ قبیله " مارو در غل و زنجیر کرده.

  • ترجمه های کمتر

    • حلقه
    • رشته
    • زنجیره
    • غل
    • قید
    • مرس
    • محدودیت
    • (ابزار زنجیر مانندی که برای اندازه گیری درازا به کار می رود - طول آن : 66 پا یا 1/02 متر - surveyor's chain هم می گویند) زنجیر مساحی
    • (در جمع) کند و زنجیر
    • (شیمی) روش اتصال اتم ها در مولکول
    • در قید و بند قرار دادن
    • دست و پا بسته کردن
    • رجوع شود به tire chain
    • زنجیر متوالی
    • شماری فروشگاه یا رستوران و غیره که متعلق به شرکت واحدی باشند
    • غل و زنجیر
    • غل و زنجیر کردن
    • محدود کردن
    • مرس کردن
    • مقید کردن 0
    • یک سلسه چیزهای وابسته به هم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chain " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Chain noun

British biochemist (born in Germany) who isolated and purified penicillin, which had been discovered in 1928 by Sir Alexander Fleming (1906-1979)

+ اضافه کردن

"Chain" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Chain در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "chain"

عباراتی شبیه به "chain" با ترجمه به فارسی

  • گروه آزاد
  • Real-time polymerase chain reaction
  • دو یا چند کوه زنجیره ی مجاور هم · سلسله جبال (mountain range هم می گویند) · کوه زنجیره
  • اره برقی · اره ی زنجیری · زنجیر اره
  • دوخت زنجیری · کوک زنجیری (نوعی سوزن دوزی که در آن حلقه ها مثل زنجیر به هم وصل اند)
  • فروشگاه زنجیرهای
  • اردکماهی
  • آذرخش زنجیری (صاعقه ای که در آسمان خط شکسته ای ایجاد می کند)
اضافه کردن

ترجمه های "chain" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه