ترجمه "chained" به فارسی
زنجیره ای, زنجیره ای کردن بهترین ترجمه های "chained" به فارسی هستند.
chained
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of chain. [..]
-
زنجیره ای
adjectiveOnly a precise hit will set up a chain reaction.
فقط یه هدفگیری دقیق باعث میشه تا واکنش زنجیره ای اتفاق بیافته.
-
زنجیره ای کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chained " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chained" با ترجمه به فارسی
-
گروه آزاد
-
اره برقی · اره ی زنجیری · زنجیر اره
-
دوخت زنجیری · کوک زنجیری (نوعی سوزن دوزی که در آن حلقه ها مثل زنجیر به هم وصل اند)
-
فروشگاه زنجیرهای
-
اردکماهی
-
آذرخش زنجیری (صاعقه ای که در آسمان خط شکسته ای ایجاد می کند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن