ترجمه "chained" به فارسی

زنجیره ای, زنجیره ای کردن بهترین ترجمه های "chained" به فارسی هستند.

chained adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of chain. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زنجیره ای

    adjective

    Only a precise hit will set up a chain reaction.

    فقط یه هدفگیری دقیق باعث میشه تا واکنش زنجیره ای اتفاق بیافته.

  • زنجیره ای کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chained " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "chained" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "chained" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه