ترجمه "champ" به فارسی

نشخوار, قهرمان, جویدن بهترین ترجمه های "champ" به فارسی هستند.

champ verb noun دستور زبان

(countable) shortened form of champion [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نشخوار

    noun
  • قهرمان

    noun

    People will come out to see you in the corner again, champ.

    مردم ميان اينجا تو رو اين گوشه کنار ببينن قهرمان.

  • جویدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • خایش
    • مخفف
    • مزرعه
    • (به شدت و با صدا) جویدن
    • (عامیانه) قهرمان (مخفف : champion)
    • سخت خاییدن
    • عمل جویدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " champ " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Champ proper

(cryptozoology) A large aquatic creature, similar to the Loch Ness monster, which supposedly lives in Lake Champlain, located on the shared borders of the American states of Vermont and New York and the Canadian province of Quebec. [..]

+ اضافه کردن

"Champ" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Champ در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "champ"

عباراتی شبیه به "champ" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "champ" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه