ترجمه "chanceful" به فارسی

پررویداد, پرماجرا, پرمخاطره بهترین ترجمه های "chanceful" به فارسی هستند.

chanceful adjective دستور زبان

hazardous [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پررویداد

  • پرماجرا

  • پرمخاطره

  • مبتنی بر تصادف

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chanceful " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "chanceful" با ترجمه به فارسی

  • اتفاقا
  • سود شخصی · نفع شخصی
  • امکان برد یا موفقیت 05 درصد · امکان معقول
  • (قدیمی) بدبیاری · آمد و نیامد · اتفاق · اتفاق افتادن · اتفاقی · احتمال · احتمالی · اقبال · اقبالی · الله بختی کردن · بخت · بختی · بلیط بخت آزمایی · به سرنوشت واگذار کردن · تصادف · تصادفا روی دادن · تصادفی · خطر · خوشبختی · دادن · دست یافت · دژبختی · رخ دادن · رو · سرنوشت · شانس · فرصت · قمار کردن · مجال · مخاطره · مناسبت · پیش آمدن · یارا
  • احتمال کم (به بردن یا موفقیت) · روزنه ی امید · شانس موفقیت (ولی در اثر کار و تلاش زیاد)
  • (حقوق) قتل غیرعمد (به ویژه هنگام دفاع از خود) · عمل یا اقدام تصادفی · کار بدون نقشه ی قبلی
  • گوناگون
  • انحراف ناشی از شانس
اضافه کردن

ترجمه های "chanceful" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه