ترجمه "changeably" به فارسی
بطورقابل تغییر, چنانکه بتوان تغییرداد بهترین ترجمه های "changeably" به فارسی هستند.
changeably
adverb
دستور زبان
In a changeable manner. [..]
-
بطورقابل تغییر
-
چنانکه بتوان تغییرداد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " changeably " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "changeably" با ترجمه به فارسی
-
(در مورد برخی پارچه ها که اگر نور با جهت دید عوض شود جلا و رنگشان دگرسان می شود) دگرسان · بی ثبات · تعویض پذیر · تغییر پذیر · جوانه زده · دمدمی · دگرگونی پذیر · عوض شدنی · قوس قزحی · مبادله پذیر · متغیر · متلون · معاوضه پذیر
-
بی ثباتی · تغییرپذیری · قابلیت تغییریاتبدیل
-
(در مورد برخی پارچه ها که اگر نور با جهت دید عوض شود جلا و رنگشان دگرسان می شود) دگرسان · بی ثبات · تعویض پذیر · تغییر پذیر · جوانه زده · دمدمی · دگرگونی پذیر · عوض شدنی · قوس قزحی · مبادله پذیر · متغیر · متلون · معاوضه پذیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن