ترجمه "channel" به فارسی

کانال, مجرا, طریق بهترین ترجمه های "channel" به فارسی هستند.

channel verb noun دستور زبان

The physical confine of a river or slough, consisting of a bed and banks. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کانال

    noun

    broadcasting: specific radio frequency or band of frequencies used for transmitting television [..]

    Because the channel was changed he got angry.

    از اینکه کانال را عوض کردند، او عصبانی شد.

  • مجرا

    If you press this button, all channel levels will be adjusted automatically

    اگر این دکمه را فشار دهید ، همۀ سطوح مجرا به طور خودکار میزان می‌شوند

  • طریق

    They're only ordinary marbles, but you made them a catalyst for your magic, channelled your power through them.

    آن تیلهها معمولیاند، اما تو آنها را واسطه جادوی خودت کردی، قدرتت را از طریق آنها جاری کردی.

  • ترجمه های کمتر

    • ترعه
    • آبراه
    • شبكه
    • ارسال کردن، فراهم کردن، در اختیار گذاشتن (پول و امکانات و کمک و اعتبار و...) از مجرای چیزی
    • شیار
    • هدایت کردن چیزی در جهت چیزی یا جایی، کنترل کردن در مسیر چیزی، سرازیر کردن چیزی در راستای چیزی
    • حامل
    • دریاراه
    • رسانگر
    • فرکند
    • آبگذر
    • رساندن
    • (تلویزیون)کانال
    • (در مورد ستون و دیوار و غیره) شیاردار کردن 1
    • (در کشتی های بادبانی قدیمی) هریک از برآمدگی های فلزی در دیواره ی کشتی که طناب ها را دور آن حلقه می زدند
    • (دریا یا شاخابه ای که دو دریای بزرگتررا به هم وصل می کند) باب
    • (رادیو) نوار
    • از راه بخصوصی فرستادن
    • از طریق مجرا یا گذرگاه ارسال داشتن
    • بخش ژرف رودخانه یا لنگرگاه و غیره
    • بستر (رودخانه یا نهر یا آبراه و غیره)
    • بستر ایجاد کردن (در مورد آب و غیره)
    • تیر آهن به این شکل : channel iron( U و channel bar هم می گویند)
    • تیر آهن ناودانی
    • جوبه ی دراز
    • راه دریایی
    • راه رساندن (کالا یا خبر یا معنی و غیره)
    • سوق دادن
    • شیر دراز
    • لوله اب
    • لوله یا مجرای سربسته (برای هر نوع آبگونه)
    • مجرا ساختن
    • کانال مخابراتی
    • گذرگاه (به ویژه آبراه) ساختن 0
    • گذرگاه آبی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " channel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Channel proper دستور زبان

(by ellipsis) the English Channel [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کانال

    noun

    Because the channel was changed he got angry.

    از اینکه کانال را عوض کردند، او عصبانی شد.

تصاویر با "channel"

عباراتی شبیه به "channel" با ترجمه به فارسی

  • کانال های توزیع
  • ویروس گربهماهی جویباری
  • ارتباط همه جانبه
  • ارزن كانال · اکینوکلوآ تورنرانا · ذرت خوشهاي كانال
  • تعارض کانال
  • الگوی کانال
  • (احضار ارواح) روشی که طی آن (ادعا می شود) شخص مرده ای موقتا در شخص دیگری حلول می کند و درباره ی دوران خود و جهان باقی اطلاعات می دهد · لوله گذاری
  • در یک مجرا ریختن · سوق دادن · گذرگاه ایجاد کردن (به ویژه آبراه)
اضافه کردن

ترجمه های "channel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه