ترجمه "chant" به فارسی
سرود, خواندن, مناجات بهترین ترجمه های "chant" به فارسی هستند.
chant
verb
noun
دستور زبان
To sing, especially without instruments, and as applied to monophonic and pre-modern music. [..]
-
سرود
nounIn Nepal, I'm told, they chant a mantra for me.
.بهم گفتن هندوها توي نپال سرود روحاني ميخونند و برام دعا ميکنند
-
خواندن
verbIt seemed to be the voice of Bilbo chanting verses.
به نظر شبیه صدای بیل بو میرسید که در حال خواندن بندهای شعر بود.
-
مناجات
nouni sit here and you chant or pray or what?
من اينجا ميشينم وتو دعا يا مناجات مي كني ؟
-
ترجمه های کمتر
- ترانه
- سرودن
- نغمه
- سرایش
- رامش
- نوا
- (با صدای بلند و موزون) مناجات کردن
- (در مراسم مذهبی) آواز قرائت مانند
- (شعر - قدیمی) سرودن
- (موسیقی) آهنگ
- آواز خواندن
- آواز مناجاتی
- با آواز خواندن
- با صدای یکنواخت و تلاوت مانند ادا کردن
- صدای یکنواخت و تلاوت مانند
- موزون و مکرر گفتن
- هرچیزی که به طور موزون تکرار شود
- چه چه زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Chant
-
سرود
noun
عباراتی شبیه به "chant" با ترجمه به فارسی
-
سرود مذهبی کلیسای کاتولیک (که به سبک قاری ها خوانده می شود و امروزه چندان متداول نیست)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن