ترجمه "chaplain" به فارسی

دین یار, دینیار, سرپرست نمازخانه بهترین ترجمه های "chaplain" به فارسی هستند.

chaplain noun دستور زبان

A member of the clergy officially assigned to an institution, group, private chapel, etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دین یار

    noun

    So he called for the college chaplain to receive the books.

    بنابراین از دین یار دانشکده خواست که کتابها را تحویل بگیرد.

  • دینیار

    minister of a religious tradition who is attached to an institution

  • سرپرست نمازخانه

  • ترجمه های کمتر

    • قاضی عسکر
    • قاضی عسگر
    • پیش نماز
    • کشیش وابسته به بیمارستان یا مدرسه یا ارتش و غیره
    • کشیش وابسته به نیایشگاه خصوصی (مثلا در دربار)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chaplain " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "chaplain" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "chaplain" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه