ترجمه "characteristic" به فارسی

مشخصه, خاص, ویژگی بهترین ترجمه های "characteristic" به فارسی هستند.

characteristic adjective noun دستور زبان

a distinguishable feature of a person or thing [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشخصه

    the characteristic modular architecture of the adult brain.

    و اینا از هم جدا میشن که مشخصه سازمان یک مغز بالغ رو بسازن.

  • خاص

    adjective

    It was strange how Mihailov could have discovered just her characteristic beauty.

    شگفتا که میحائیلف چگونه توانسته بود این زیبایی خاص را کشف کند.

  • ویژگی

    noun

    The public always has a horror of anything characteristic.

    باید دانست که مردم همیشه از آنچه دارای ویژگی است سخت میترسند.

  • ترجمه های کمتر

    • خصوصیت
    • خاصیت
    • خصیصه
    • شخصيت
    • خصلت
    • مُمَیِزه
    • سرشت
    • منش
    • فروزه
    • خصوصيت
    • مبین
    • (ریاضی - لگاریتم) نمودگر
    • مشخص (تابع)
    • ممیز (حلقه)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " characteristic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "characteristic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "characteristic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه