ترجمه "characterized" به فارسی
مشخص شده ترجمه "characterized" به فارسی است.
characterized
verb
Simple past tense and past participle of characterize. [..]
-
مشخص شده
The Maku area in northwestern Iran is characterized by young lava flows which erupted from Mount Ararat in Turkey.
منطقه ماكو واقع در شمال غرب ايران با جريان گدازه هاي جوان كه از كوه آرارات در تركيه فوران يافته، مشخص شده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " characterized " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "characterized" با ترجمه به فارسی
-
(منش یا سیرت یا ویژگی های کسی یا چیزی را) شرح دادن · ترسیم کردن · توصیف کردن · سرشت نمودن · متمایز کردن · مشخص کردن · منقوش کردن · ویژگی کسی یا چیزی بودن
-
(در تئاتر و ادبیات و غیره) شخصیت پردازی · اتصاف · تشریح و توصیف منش یا سیرت · توصیف شخصیت · ساخت و پرداخت شخصیت · سرشت نمایی · شخصیتپردازی · طرح · منش نمایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن