ترجمه "charcoal" به فارسی
زغال, ذغال, انگشت بهترین ترجمه های "charcoal" به فارسی هستند.
charcoal
adjective
verb
noun
دستور زبان
Of a dark gray colour. [..]
-
زغال
nounObscene sketches roughly sketched with charcoal could be distinguished upon them.
بر این دیوارها، با زغال، تصاویر درشت وقیح کشیده شده بود.
-
ذغال
substance [..]
At last he flung down the charcoal and stood up.
استاد سرانجام ذغال را به سویی پرت کرد و بر سر پا ایستاد.
-
انگشت
noun
-
ترجمه های کمتر
- (با آتش زغال) کباب کردن
- (با زغال) نوشتن یا کشیدن
- رنگ قهوه ای تیره
- زغال چوب
- زغال چوب (زغال سنگ می شود: coal)
- سیاه مایل به قهوه ای
- طرح یا نقش کشیده شده با زغال
- مداد کنته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " charcoal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "charcoal"
عباراتی شبیه به "charcoal" با ترجمه به فارسی
-
زغال فعال · کربن فعال
-
کورههای زغال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن