ترجمه "charity" به فارسی
صدقه, خیرات, امور خیریه بهترین ترجمه های "charity" به فارسی هستند.
(archaic) Christian love; representing God's love of man, man's love of God, or man's love of his fellow-men. [..]
-
صدقه
noungoods or money given
You see, sir, we do not ask charity, and wecannot bestow it.
میبینین آقا؟ ما از کسی صدقه نمیخواییم اما خودمو نو نمی تونیم صدقه بدیم.
-
خیرات
goods or money given
And I would rather not accept any more charity than I have to.
با وجود این نمیخواستم گدایی کنم و ترجیح میدهم بیشتر از آنچه مجبورم خیرات قبول نکنم.
-
امور خیریه
voluntary giving help to those who need it
He takes care of the governing, and I look after the charities.
هملت به امر و مملکت میپردازد و من به امور خیریه.
-
ترجمه های کمتر
- نیکوکاری
- احسان
- محبت
- اعانه
- رحمت
- مهر
- دهشمندی
- نیکخواهی
- دهش
- اغماض
- (اصول مسیحیت) محبت خدا نسبت به بشر و عشق و گذشت انسان ها نسبت به یکدیگر
- (جمع) خیرات
- بنیاد نیکوکاری
- حسن نیت
- سخاوت (در دادن پول به فقیران)
- سعه ی صدر
- موسسه ی خیریه
- نیک اندیشی
- چشم پوشی
- گذشت (از تقصیر و گناه دیگران)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " charity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A female given name. [..]
-
وضوح
noun
عباراتی شبیه به "charity" با ترجمه به فارسی
-
حساب موسسه خیریه
-
صدقات
-
اصل نوع دوستی