ترجمه "charter" به فارسی
منشور, امتیاز, فرمان بهترین ترجمه های "charter" به فارسی هستند.
(transitive) to lease or hire something by charter [..]
-
منشور
noungrant of authority or rights
Longstride, give up the charter and their names!
لانگسترايد ، اون منشور و اسم كساني كه امضايش كردن رو به ما بده!
-
امتیاز
noun -
فرمان
nounSome years before a Royal Charter had been obtained, and the profession was becoming every year more respectable, lucrative, and important.
چند سال پیش از این یک فرمان همایونی صادر شده بود کاین حرفه را بیش از پیش حرمت، سودآوری و اهمیّت بخشیده بود.
-
ترجمه های کمتر
- اجاره کردن
- اجازه نامه
- استخدام کردن، بکار گرفتن
- اجیرکردن
- امتیازنامه
- بیله
- بیلک
- اساسنامه (انجمن ها و شهرداری های مستقل و غیره)
- امتیاز نامه دادن و حقوق ویژه قایل شدن
- حقوق استثنایی
- دربست کرایه کردن
- مجوز- جواز – نمودار
- معافیت رسمی
- پروانه دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " charter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
منشور
and to give guidelines. This Charter would not be a massive document.
و به آنها رهنمود و راهكار ارائه بدهيم. اين منشور نياز ندارد كه يك مدرك مفصل باشد.
عباراتی شبیه به "charter" با ترجمه به فارسی
-
منشور شرکت- اساسنامه شرکت سهامی
-
منشور سلطنتی
-
توسعه منشور پروژه
-
هزینه های بانک، کمیسیون بانک، امتیاز تاسیس بانک، اجازه نامه بانک
-
اجاره ای · استیجاری
-
منشور پروژه
-
قرارداد کشتی بازرگانی یا در بست
-
منشور ملل متحد