ترجمه "chassis" به فارسی
كالبد, بستمان, کالبدشناسی بهترین ترجمه های "chassis" به فارسی هستند.
chassis
noun
دستور زبان
A base frame, or movable railway, along which the carriage of a mounted gun moves backward and forward. [..]
-
كالبد
noun -
بستمان
-
کالبدشناسی
noun
-
ترجمه های کمتر
- کالبد
- تشریح
- (امریکا - خودمانی) هیکل زن
- (رادیو و تلویزیون) چهارچوبی که بلند گو و لامپ ها و کلیه ی سیم ها و غیره روی آن سوار است و در داخل جعبه ی رادیو یا تلویزیون جاسازی شده
- (مکانیک) شاسی
- تنه بر
- تنه بند
- تنه ی اتومبیل (بدون اتاق یا frame)
- رجوع شود به landing gear
- ساختمان بدن
- سازمان بدن
- چهار چوب یا قاب که قنداق توپ جنگی روی آن سوار است و هنگام آتش کردن پس و پیش می رود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chassis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "chassis"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن