ترجمه "checkmate" به فارسی

کیش و مات, شهمات, مات بهترین ترجمه های "checkmate" به فارسی هستند.

checkmate verb interjection noun دستور زبان

(chess) Word called out by the victor when making the conclusive move. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیش و مات

    losing situation with no escape [..]

    I've been checkmated in London.

    من که در لندن کیش و مات شدهام.

  • شهمات

    interjection noun

    conclusive victory in a game of chess [..]

  • مات

    adjective

    conclusive victory in a game of chess [..]

    Like a move to set up a checkmate.

    مثل حركتي براي كيش و مات كردن حريف

  • ترجمه های کمتر

    • شاه مات
    • شهمات کردن
    • مات کردن
    • کیش مات
    • (شطرنج) مات کردن
    • شاه مات کردن شاه مات
    • شکست کامل
    • منهزم کردن
    • منکوب کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " checkmate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "checkmate"

اضافه کردن

ترجمه های "checkmate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه