ترجمه "cheeky" به فارسی
گستاخ, پررو, جسور بهترین ترجمه های "cheeky" به فارسی هستند.
cheeky
adjective
دستور زبان
(informal) Impudent; impertinent. [..]
-
گستاخ
adjectiveAmmu, beautiful, young and cheeky, became the toast of the Planters' Club.
آ موی زیبا و جوان و گستاخ گل سرسبد باشگاه کشت کاران شد.
-
پررو
adjectiveyou didn't let me know, you are telling me not to be cheeky!
شما اجازه نداديد که من بفهممشما به من مي گيد که پررو نباشم
-
جسور
-
دهان دریده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cheeky " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cheeky" با ترجمه به فارسی
-
جسارت · قشر · پررویی · گستاخی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن