ترجمه "chestnut" به فارسی
بلوط, کرنگ, گردویی بهترین ترجمه های "chestnut" به فارسی هستند.
chestnut
adjective
noun
دستور زبان
A tree or shrub of the genus Castanea. [..]
-
بلوط
nounBoiled chestnuts are oftener on the table than white bread.
خانواده شما بیشتر جوشانده بلوط میخورند تا نان سفید،
-
کرنگ
horse coat
-
گردویی
color
-
ترجمه های کمتر
- شاه بلوط
- شاهبلوط
- کرند
- کاستانئا
- (امریکا - عامیانه) عبارت یا لطیفه ای که در اثر کثرت کاربرد کهنه و مبتذل شده
- (گیاه شناسی) شاه بلوط (جنس Castanea از خانواده beech)
- اسب آژخ
- اسب خرمایی فام
- جنس شاهبلوط
- داستان یا آهنگ آشنا و پر کاربرد
- رجوع شود به horse chestnut
- رنگ قهوه ای قرمز فام
- میوه ی این درخت
- پینه یا آژخ دست اسب
- چوب شاه بلوط
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chestnut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "chestnut"
عباراتی شبیه به "chestnut" با ترجمه به فارسی
-
شاهبلوط شيرين (درخت)
-
گنجشک خرمایی
-
یلوه جنگلی بلوطی
-
شاهبلوط · کستانه
-
شاهبلوط اسپانيايي (درخت)
-
الئوکاریس توبروزا · شاهبلوط آبي چيني
-
کبک گردنبندبلوطی
-
دانهخوار بلوطی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن