ترجمه "chewing" به فارسی

جويدن, چاوش بهترین ترجمه های "chewing" به فارسی هستند.

chewing noun verb دستور زبان

Present participle of chew. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جويدن

    The process by which food is crushed and ground by teeth.

    I told him it'd take more than chewing gum and baling wire to fix that pickup.

    بهش گفتم که با يه جا وايسادن و آدامس جويدن ماشين درست نميشه.

  • چاوش

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chewing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "chewing" با ترجمه به فارسی

  • تريكودكتس · شپشهاي جونده · شپشهاي مكنده · شپشهاي گزنده · كوكلوتوگاستر · كولومبيكولا · ليپوروس · منوپن · پوستالهخواران · گونيودس
  • (با دقت) بررسی کردن · (خودمانی - معمولا با out) سرزنش کردن · (شدیدا) بازخواست کردن · (عامیانه) تنباکو جویدن · (معمولا با on و over) اندیشیدن · تعمق · تفکر · جویدن · خایستن · خایش · خاییدن · لقمه جویده · مداقه کردن · مورد بحث کامل قرار دادن · مورد ملاحظه قرار دادن · نشخوار · هرچیز جویدنی · چاوش · چاوش كردن · یک قطعه تنباکوی جویدنی
  • تازیانه زدن · خطابه گفتن · زخم زبان زدن · سرزنش کردن · شکست دادن · پرچانگی کردن · گله کردن از
  • تازیانه زدن · خطابه گفتن · زخم زبان زدن · سرزنش کردن · شکست دادن · پرچانگی کردن · گله کردن از
  • نشخوار
  • لقمه گندهتر از دهن
  • آدامس · سقز · قندرون
  • لقمه ی گنده تر از دهان برداشتن. با یک دست دوتا هندوانه برداشتن.
اضافه کردن

ترجمه های "chewing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه