ترجمه "chi" به فارسی

خی, چی, کای بهترین ترجمه های "chi" به فارسی هستند.

chi noun دستور زبان

The twenty-second letter of the Classical and Modern Greek alphabets, and the twenty-third letter of Old and Ancient alphabets. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خی

    noun

    Greek letter

  • چی

    Suffix pronoun

    the fundamental life-force or energy

    But you weren't taught how to recharge your chi?

    ولی بهت یاد ندادن چطوری باید چی ـت رو شارژ مجدد کنی ؟

  • کای

    Kai has taken their chi.

    . کای چیشون رو گرفته

  • کی (نام بیست و دومین حرف الفبای یونانی : x و X)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Chi noun proper دستور زبان

ISO 639-6 entity [..]

+ اضافه کردن

"Chi" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Chi در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

CHI proper

( sports) Abbreviation of [i]Chicago[/i].

+ اضافه کردن

"CHI" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای CHI در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "chi" با ترجمه به فارسی

  • هوشیمین
  • (چین - روش قرارگیری و ورزش برای دفاع یا تفکر ژرف و مذهبی) تای جی ( نام کامل : t'ai chi ch'uan)
  • هو شی مین · هوشی مین (رهبر کمونیست های ویتنام)
  • هوشیمین
  • شهر هوشی مین (یا شهر سایگون) مرکز ویتنام جنوبی · شهر هوشیمین
  • (آمار) مجذور کای · مجذور فی (قسمتی که از تقسیم ربع تفاوت بین یک کمیت واقعی و فرضی به دست می آید) کای اسکوئر
  • تای چی چوان
  • آزمون خیدوی پیرسون
اضافه کردن

ترجمه های "chi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه