ترجمه "chiasma" به فارسی
تقاطع, (اعصاب) تقاطع اعصاب بینایی در هیپوتالاموس مغز, (زیست شناسی - در هنگام میوز) نقطه ی تلاقی دو کروموزوم (یا رنگین تن) بهترین ترجمه های "chiasma" به فارسی هستند.
chiasma
noun
دستور زبان
(anatomy) A crossing of two nerves, ligaments etc. [..]
-
تقاطع
noun -
(اعصاب) تقاطع اعصاب بینایی در هیپوتالاموس مغز
-
(زیست شناسی - در هنگام میوز) نقطه ی تلاقی دو کروموزوم (یا رنگین تن)
-
ترجمه های کمتر
- هر فرآیند یا عمل متقاطع (یا چلیپایی)
- کیازما (ژنتیک)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chiasma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chiasma" با ترجمه به فارسی
-
بصل النخاع · مخ · مخچه · مغز · هيپوتالاموس · چليپاي بينايي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن