ترجمه "chickenshit" به فارسی

ترسو, بزدل, جزئی بهترین ترجمه های "chickenshit" به فارسی هستند.

chickenshit adjective noun دستور زبان

(slang) petty and contemptible; compare bullshit [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترسو

    noun

    She can be meaner than chickenshit.

    اون ميتونه از يه آدم ترسو بد جنس تر باشه.

  • بزدل

  • جزئی

  • ترجمه های کمتر

    • (خودمانی) کم اهمیت
    • سرگین ماکیان
    • فضله ی مرغ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chickenshit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "chickenshit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه