ترجمه "chili" به فارسی

فلفل قرمز, چیلی, (گیاه شناسی) فلفل قرمز (Capsicum frutescens به ویژه نوعی به نام longum که بسیار تند است - بومی نواحی حاره ای امریکا) بهترین ترجمه های "chili" به فارسی هستند.

chili noun دستور زبان

The spicy fresh or dried fruit of any of several cultivated varieties of capsicum peppers, used especially to add heat, or as a flavouring in cooking; associated with Mexican, Indian, and Tex-Mex cuisine. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلفل قرمز

    spicy fresh or dried fruit of capsicum

    Past green mangoes, cut and stuffed with turmeric and chili powder and tied together with twine.

    از انبههای سبز بریده شده و پر شده از زردچوبه و پودر فلفل قرمز که با بند به هم بسته شده بودند گذشت.

  • چیلی

    Well you ain't ever had chili like this, kitty.

    تو هیچوقت چیلی به این خوبی نخوردی ، پیشی

  • (گیاه شناسی) فلفل قرمز (Capsicum frutescens به ویژه نوعی به نام longum که بسیار تند است - بومی نواحی حاره ای امریکا)

  • ترجمه های کمتر

    • انواع فلفل های امریکایی که در آشپزی مکزیکی به کار می رود
    • فلفل قرمز خشک کرده (که بسیار تند است) carnechili con -4
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chili " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Chili proper

A town in New York, US. [..]

+ اضافه کردن

"Chili" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Chili در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "chili" با ترجمه به فارسی

  • فلفل قرمز · فلفلهاي تند · فلفلهاي هندي · فلفلهاي چيلي · چیلیها
  • فلفل تند · فلفل قرمز
  • پودر چیلی · گرد فلفل قرمز (معمولا آمیخته با ادویه ی دیگر)
  • (خوراکپردازی مکزیکی) سس فلفل قرمز و سبز و گوجه فرنگی و پیاز
  • (خوراکپزی مکزیکی) سوسیس که با chili con carne صرف می شود · چیلیداگ
  • (خوراکپزی مکزیکی) خوراک لوبیا و گوشت چرخ کرده · چیلی
  • فلفل تند · فلفل قرمز
  • فلفل تند · فلفل قرمز
اضافه کردن

ترجمه های "chili" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه