ترجمه "china" به فارسی

چین, چینی, چينى بهترین ترجمه های "china" به فارسی هستند.

china noun دستور زبان

The root of a climbing plant, Smilax china L., once believed to have important medicinal properties. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چین

    proper noun

    geographic terms (country level)

    This bird lives neither in Japan nor in China.

    این پرنده نه در ژاپن می زید و نه در چین.

  • چینی

    noun adjective

    Fees few pieces crated along with the china and linen and books and kitchen goods.

    خردهریزهای فی همراه ظرفهای چینی و ملافهها و کتابها و لوازم آشپزخانه را در جعبههایی چیدند.

  • چينى

  • ترجمه های کمتر

    • (ظرف) چینی
    • جمهوری خلق چین
    • ساخته شده از چینی
    • ظروف چینی
    • هر نوع سفال چینی نما
    • کشور چین (پایتخت : پکن یا بجینگ - 0000069 کیلومتر مربع)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " china " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

China proper noun دستور زبان

A country in East Asia, officially named People's Republic of China (Zhonghua Renmin Gongheguo). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چین

    proper

    civilization of the Chinese people [..]

    This bird lives neither in Japan nor in China.

    این پرنده نه در ژاپن می زید و نه در چین.

  • چين

    pronounced [tʃin]

    He went to China on orders of his country.

    اون فقط بنا به دستور کشورش به چين رفت.

  • جمهوری خلق چین

    proper
  • ترجمه های کمتر

    • chean
    • تایوان
    • Čīn
    • čīn
    • جمهوري خلق چين

تصاویر با "china"

عباراتی شبیه به "china" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "china" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه