ترجمه "chinaman" به فارسی
(ناخوشایند) چینی, مرد چینی, چینی بهترین ترجمه های "chinaman" به فارسی هستند.
chinaman
noun
دستور زبان
(cricket) A left arm unorthodox spin bowler [..]
-
(ناخوشایند) چینی
-
مرد چینی
Philip was on friendly terms with the little Chinaman who sat at table with him twice each day.
فیلیپ با آن مرد چینی که روزی دو بار پشت میز کنار دستش مینشست، رابطه دوستانهیی داشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chinaman " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Chinaman
noun
دستور زبان
(archaic) (pejorative) A Chinese person [..]
-
چینی
noun adjectivePhilip was on friendly terms with the little Chinaman who sat at table with him twice each day.
فیلیپ با آن مرد چینی که روزی دو بار پشت میز کنار دستش مینشست، رابطه دوستانهیی داشت.
-
شکاف
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن