ترجمه "chink" به فارسی

رخنه, شکاف, درز بهترین ترجمه های "chink" به فارسی هستند.

chink verb noun دستور زبان

problem; worry [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رخنه

    noun
  • شکاف

    noun
  • درز

  • ترجمه های کمتر

    • روزنه
    • ترک
    • ترنگیدن
    • نقدینه
    • پاچنک
    • روزن
    • (قدیمی - خودمانی) سکه
    • (مهجور) درزدار کردن
    • آب بندی کردن
    • به تلق تلق انداختن
    • جرنگ (مثل صدای به هم خوردن سکه و غیره)
    • جرنگ کردن
    • درز گرفتن
    • درزگیری کردن
    • شکاف باریک
    • صدای تلق کردن
    • طنین داشتن
    • پول خرد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chink " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Chink noun دستور زبان

(slang, ethnic slur, pejorative) A Chinese person. [..]

+ اضافه کردن

"Chink" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Chink در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "chink" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه