ترجمه "chippy" به فارسی

بدکاره, (امریکا - عامیانه) زن هرجایی, رجوع شود به chipmunk بهترین ترجمه های "chippy" به فارسی هستند.

chippy adjective noun دستور زبان

(UK) A fish-and-chip shop [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدکاره

  • (امریکا - عامیانه) زن هرجایی

  • رجوع شود به chipmunk

  • ترجمه های کمتر

    • رجوع شود به chipping sparrow
    • زن نانجیب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chippy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "chippy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه