ترجمه "chirr" به فارسی

جیرجیر, چیر, چیرچیر بهترین ترجمه های "chirr" به فارسی هستند.

chirr verb noun دستور زبان

(intransitive) To make a prolonged trilling sound of an insect (e.g. a grasshopper, a cicada). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جیرجیر

    The town was, except for the chirr and whisper of small animals and the tinkle of Tony Leominster's wind chimes

    در شهر، به غیر از جیرجیر و نجوای حیوانات کوچک و زنگ تونی لومینستر صدایی شنیده نمیشد.

  • چیر

  • چیرچیر

  • ترجمه های کمتر

    • (مانند برخی پرندگان یا حشرات) چیرچیر کردن
    • جیرجیر کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chirr " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "chirr" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه