ترجمه "chlorinate" به فارسی
(شیمی) کلر زدن به, کلرین دار کردن, کلرینه کردن بهترین ترجمه های "chlorinate" به فارسی هستند.
chlorinate
verb
دستور زبان
(transitive, chemistry) To add chlorine to (something, especially water, to purify it; or an auriferous substance, to extract gold from it). [..]
-
(شیمی) کلر زدن به
-
کلرین دار کردن
-
کلرینه کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chlorinate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chlorinate" با ترجمه به فارسی
-
آزید کلر
-
کلردارشدن · کلردارشدن(کردن)
-
مونوفلورید کلر
-
تریفلورید کلر
-
دیکلرین هپتواکسید
-
(شیمی) کلر (عنصر شیمیایی سبز مایل به زرد که زهرین و گازدار و بدبو است - نشان آن : Cl وزن اتمی : 354/53 · شماره ی اتمی : 71 · نقطه ی جوش : c50/4 · نقطه ی ذوب : c89/00 · کلر · کلرین
-
كلرداركردن آب
-
کلر نیترات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن