ترجمه "chocolate" به فارسی
شکلات, شکلاتی, کاکائو بهترین ترجمه های "chocolate" به فارسی هستند.
chocolate
adjective
verb
noun
دستور زبان
(uncountable) A food made from ground roasted cocoa beans. [..]
-
شکلات
nounfood made from ground roasted cocoa beans [..]
I need a hot chocolate.
من شکلات داغ نیاز دارم.
-
شکلاتی
نوع رنگ قهوهای
He is fond of chocolate cake.
از کیک شکلاتی خوشش میآید
-
کاکائو
nounShe must have her chocolate every morning, attentions without end.
خانم هرروز صبح کاکائو میخواست و بایستی آنقدر نازش را بکشند که بیا و ببین!
-
ترجمه های کمتر
- شوكولات
- شوکولات
- آب نبات شکلاتی
- دارای شکلات
- درخت نارگیل
- رنگ قهوه ای مایل به قرمز
- ساخته شده از شکلات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chocolate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "chocolate"
عباراتی شبیه به "chocolate" با ترجمه به فارسی
-
درخت کاکائو
-
شیرکاکائو
-
کیک شکلاتی
-
قهوه ای
-
شمش شکلات
-
آشاميدني شكلاتي · نوشیدنیهای کاکائویی
-
درخت نارگیل
-
سکهشکلاتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن