ترجمه "choleric" به فارسی
آتشی مزاج, زود خشم, تندخو بهترین ترجمه های "choleric" به فارسی هستند.
choleric
adjective
دستور زبان
Easily becoming angry. [..]
-
آتشی مزاج
adjectiveNow, Mr.Bumble was a fat man, and a choleric;
اما آقای به مبل مردی تنومند و آتشی مزاج بود
-
زود خشم
adjective -
تندخو
He is an elderly man, red faced, white haired, and choleric.
پیرمردی است سرخ رو، سفید مو و تندخو.
-
ترجمه های کمتر
- سودایی
- (در اصل) زردابی
- دارای صفرای زرد
- زود غضب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " choleric " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "choleric" با ترجمه به فارسی
-
(مهجور) خشم · (مهجور) زرداب (در قرون وسطی زرداب یکی از طبایع چهار گانه محسوب می شد) · آتشی مزاجی · تند مزاجی · خشم · زود رنجی · سودا · صفرا · صفرای زرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن