ترجمه "choppy" به فارسی

متلاطم, (از نظر سوی و تندی) متغیر, (مثل برخی بادها) مرتبا در حال تغییر بهترین ترجمه های "choppy" به فارسی هستند.

choppy adjective دستور زبان

(of the surface of water) having many small, rough waves [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متلاطم

    Noticing the choppy water, I told her that I would go first, thinking there might be dangerous currents.

    با توجّه به متلاطم بودن آب، به او گفتم که من اوّل میروم، به فکر آنکه ممکن است امواج خطرناکی وجود داشته باشند.

  • (از نظر سوی و تندی) متغیر

  • (مثل برخی بادها) مرتبا در حال تغییر

  • ترجمه های کمتر

    • دارای حرکات ناگهانی و منقطع بودن
    • دارای موج های کوتاه و درهم شکسته (مثل سطح برخی دریاها)
    • پر موج
    • گره گره (حرکت کردن)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " choppy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Choppy

this Boonter’s speech came in short explosive bursts

+ اضافه کردن

"Choppy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Choppy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "choppy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه