ترجمه "chore" به فارسی
کار, وظیفه, امرمهم بهترین ترجمه های "chore" به فارسی هستند.
chore
verb
noun
دستور زبان
A task, especially a difficult, unpleasant, or routine one. [..]
-
کار
nounOh, Bart, cleaning doesn't have to be a chore.
اوه بارت ، تميز کاري نبايد برات تبديل به کار سختي بشه.
-
وظیفه
nounAnd the man who had taken over the marshaling chore in Stu's absence, Hugh Petrella
و هیوپاترلا مردیکه در غیاب استو کلانتری شهر را بعهده گرفته، یکی دیگراز این وظیفه افراد بود.
-
امرمهم
noun
-
ترجمه های کمتر
- تکلیف
- کار روزمره
- کار سخت و ناخوشایند
- کار طاقت فرسا
- کار مشکل
- کار پر مشقت
- کارهای کوچکی که باید هر روز انجام داد (مثلا در خانه داری یا کشاورزی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chore" با ترجمه به فارسی
-
یگناخ هرمزور و یداع یاهراك
اضافه کردن مثال
اضافه کردن